ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )
13
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )
قرآن كريم ] به نظرم مطلوب آمد . و آن اين است كه بل در سخن گفتن از قرآن به عنوان اثر طبع حضرت محمد [ ص ] ، از پيشروان اروپايىاش ، لااقل در همين مقدمه تبعيت كرده است . اما با چند اظهارنظر كه از خود او شنيدم ، به اين نتيجه رسيدم كه او به ميزان معتنابهى با برداشتهايى كه من دربارهء [ صدق و صحت ] پيامبرى حضرت محمد [ ص ] ، بيش از همه در كتاب وحى اسلامى در جهان جديد Islamic Revelation in Modern World عرضه داشته بودم ، همدلى و موافقت دارد . با افزايش عظيم تماسهاى بين مسلمانان و مسيحيان در طى ربع قرن اخير ، ديگر اين امر براى هر محقق مسيحى الزامى شده است كه به عبث خوانندگان مسلمان را نرنجاند ، بلكه تا آنجا كه مقدور است ، احتجاجاتش را در هيئتى كه براى آنان پذيرفتنى است ، عرضه بدارد . اينك ادب و جهاننگرى مسالمتجويانه قطعا ايجاب مىكند كه ما نبايد از قرآن به عنوان فرآوردهء ذهن و ضمير حضرت محمد [ ص ] سخن بگوييم ؛ بلكه من برآنم كه تحقيق سالم [ و پژوهشگرى بىطرفانه ] هم همين را حكم مىكند . بنابراين من همهء عبارات و تعبيراتى را كه به تصريح يا تلويح مىرسانده است كه حضرت محمد [ ص ] مؤلف قرآن بوده ، همچنين آنهايى را كه از « منابع » الهام و اقتباس او ، و از عوامل مؤثر بر او سخن مىگفته است ، تغيير داده يا حذف كردهام . . . » ( پيشگفتار پروفسور وات ، صفحهء دوم ) و البته مىافزايد كه « از سوى ديگر من معتقدم كه موجه است اگر ما از « تأثيرات » جهان خارج بر محيط عربستان سخن بگوييم . . . » ( همانجا ) . سخن آخر همو در اولين جملهء پيشگفتار خود در باب اهميت قرآن كريم در كل تاريخ تمدن و فرهنگ انسانى مىگويد : « نادرند كتابهايى كه تأثير / نفوذ ژرفتر و گستردهترى از قرآن بر روح و روان بشر باقى گذاشته باشند . » ديگر با اين حسنختام « پيشگفتار مترجم » را به پايان مىبرم . فقط نظر به دامنهء وسعت معانى و عمق تحقيق اين اثر كه يك نگاه گذرا به فهرست مندرجات ، نمايانگر آن است ، چنين نيست كه فقط در حكم مقدمهاى كه ريچارد بل بريا براى توجيه ترجمهء خود از قرآن كريم و نظريه ( هاى ) غريب و گاه خارق اجماعش باشد ، كه همه به لطف بازنگرى و بازنگارى پروفسور وات ، تعديل و اصلاح شده است ، بلكه بيش از آن و بهواقع يك تاريخ و تحليل تمام و كمال از قرآن كريم و شرح معانى و معنويت اين كتاب قدسى عظيم و طرح دهها مسئلهء مهم و ذىربط در علوم قرآنى و براى قرآنپژوهان ايران و جهان است و خوانندگان فرهيخته با مطالعهء اين كتاب ، صدق اين مدعا را ملاحظه خواهند فرمود . لذا نام ترجمهء فارسى كتاب را - كه ابتدا با عنوان مقدمه بر ترجمهء قرآن ، فصل به فصل از شمارهء